نا امیدی..؟!

...

من هم مثل همه خیال می کردم نا امیدی بیماری روح است!

اما نه! بدن زجر می کشد. پوست تنم درد می کند، سینه ام، دست و پایم..

سرم خالی است و دلم به هم می خورد و از همه بدتر این طعمی است که در دهنم است!

نه خون است ، نه مرگ است، نه تب ، اما همه این ها با هم..

کافی است که زبانم را تکان بدهم تا دنیا سیاه شود و از همه ی موجودات نفرت کنم!

چه سخت است، چه تلخ است انسان بودن!

(کالیگولا اثر آلبر کامو)


پ.ن۱:

هیج وقت الانت رو با فکر کردن به آینده هدر نده!! (من یه پوچ گرای آرمان گرا هستم!)

پ.ن۲:

بوی ترم جدید می یاد! همین چند لحظه پیش انتخاب واحد ترم جدید شروع شد.. امسال کمی زودتر باید بریم دانشگاه.. ظاهرا ۲۳ شهریور باید نقش ۱ مهر رو بازی کنه !! (برکات سازمان سنجش کشور )