طرح یک کویر  بهانه ای است برای نوشتن و کمی فکر کردن به روزهایمان....
شهریور 1389
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    
جستار بندی
واپسین یادداشت ها
گورستان طرح یک کویر

پودر سفید کننده دندان پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
صد فیلم برتر شاهکار سینما
شاهکارهای سینما از هنرمندان بزرگ
هر فیلم فقط 150 تومان!
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 19 بهمن 1386
مجازات !
  ...

                          اگر می توانستم مجازاتت کنم

                                         از تو می خواستم.. . .

                                                  به اندازه ای که تو را دوست دارم.. . .

مرا دوست داشته باشی 

!

یکشنبه 27 آبان 1386
حرف تازه...


جمعه 6 مهر 1386
اشکی نمی ریزم دگر...

...
         به چشمانت قسم دیگر نباید
                        به یادت اشک بی تابی بریزم 
         اگر حتی کنارم می نشینی
                        تو را می خواهم اما می گریزم
         میان وحشت شب های حسرت
                        مرا بر باد بسپار ای عزیزم
          به رسم عاشقان رفته از دست
                                 نمی خواهم دگر اشکی بریزم ...


پ.ن:یکی از دوستان! نظری داده بودند لازم دونستم که در اینجا و توی یه یادداشت جوابش رو بدم!

۱- اما مهمترین قسمت نظرت! که در مورد آهنگ هام بود، گفته بودی تو یه پستیت خوندم که ترانه ی آرمیک رو که زده و داریوش خونده رو گفتی دوستت اون رو زده و هم خونده، باید به عرض شریفت برسونم که عالم و آدم می دونن که اون 4ترانه تقلیدی بوده نه من در آوردی، اولا اینکه به عرض سوادت برسونم! که ترانه ی سنگ قبر رو استاد آرمیک ملودی اون رو زده برای اولین بار و اونم برای اولین بار از هنجره ی مرحوم استاد فرهاد عزیز در اومد نه داریوش! اولین نفر اون مرحوم خوند بعد آرتوش، بعد ستار و آخرین نفر هم داریوش...اما ملودی آلبوم من رو دوستم زده بود اونم با کپی از ملودی استاد آرمیک و من هم اون رو خوندم...گرفتی عزیز؟ چیزی رو که نمی دونی همین جور نگو، اول فکر بعد حرف زدن.... 

۴- این جور حرف زدن ها و نظرات بر خلاف اینکه ناراحتم کنه بیشتر بهم دلگرمی میده! دلگرمی محکم تر کار کردن و پرکار تر شدن!
 و در پایان اینکه: پدر حسادت بیامرزه...


جمعه 22 تیر 1386
شب تنهایی...
 ...

شب بود، تنهای تنها خونه پشت همراه همیشگی، سیستمم بودم !...همین امروز بعد از اون فیزوتراپی سنگین متوجه شدم که باید این پای لعنتی ...!...عصری هم که کلاس زبان بود و اون ماجراهای سر کلاس زبان...این وسط تنها یه نفر می دونست که من باید پاهامو عمل کنم که همون عصرش بهش زنگ زدم...آره یاور بی کسی هام روزبه !...ازش خسته شدم بودم دیگه ! هی زنگ می زد می گفت بیام پیشت تنها نمونی منم می گفتم نه می خوام تنها باشم !...دوست داشتم اون شب رو با همدم های تنهاییم سر کنم با هر کسی که تو این مدت تنهایی باهام بوده !...

فریدون...قوزک پا رو زدم و باهاش عربده می کشیدم صدای اسپیکر تا ته باز بود و هنجره ی من اینو تا ته می خوند :

دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره

میخوام از دست تو از پنجره فریاد بکشمتب بی تو بودنو از لب سردت بچشم
نطفه باز دیدنت رو توی سینم بکشممثل سایه پا به پا من تو رو همرام نکشم

بذار من تنها باشم میخوام که تنها بمیرمبرم و گوشه تنهایی و غربت بگیرم
من یه عمریست که اسیرم زیره زنجیره غمت
دست و پام غرق به خون شد دیگه بسه موندنت!

سیر شده بودم ! باید استراحت می کردم آخه منه دیوونه صبح ۳ساعت و ۳۰ دقیقه زیر ابزار فیزو بودماا...اومدم تو سالن ظبط رو روشن کردم نمی دونم چرا این اومد!

 احمد شاملو

...کسی که من صداشو بیشتر از شعراش دوست دارم ! این دیوونگیه، خرییت نه ؟ واسه خودش داشت از عشقش می گفت !...: ای آتش مهیب عشق در این دل بیچاره خاموش مشو...

کم کم سو سوی نور رو می دیدم ولی فقط سو سو بود ! دیگه نوری نبود ! نمی دونم من داشتم خاموش می شدم یا چراغها

آره این من بودم که داشتم خاموش می شدم...خوابم می یومد یعنی باید می خوابیدم

!

باید به هیچ کس و هیچ چیز فکر نمی کردم جز خود او !...آره تنها به خدا

.........!

و اما به خواب رفتم

...

ترانه تموم شد فکر کنم برای بار ۲۰ ام ! رفتم سراغ یخچال...گرسنه بودم وای خدای من همون چیزی رو دیدم که باید می دیدم ! یه پاکت شیر میهن یک لیتری ! این عادت منه که باید شیر رو از سر بکشم و یه ریز بخورم تا تموم شم همیشه هم واسه این کارم مورد سرزنش مامی قرار می گیرم ! آره این یک لیتری رو هم مثل بقیه ی پاکت های میهن تا ته خوردم


>>

راه اندازی:
مرداد 3743 زرتشتی | مرداد 1384 خورشیدی
هم اکنون:
سال 3748 زرتشتی
برابر با:
1389 خورشیدی |
7032 آریایی

شمار بازدیدکنندگان : 142958


Powered by Hazrat-Eshgh.Com


خوشبخت کسانیکه عقلشان پاره سنگ بر می دارد٬ چون ملکوت آسمان مال آنهاست..
آسمان که معلوم نیست٬ ولی روی زمینش حتمن مال آنهاست...

& & & & &&........

به کسی بر نخوره!
اگه من اهل ناکجا آبادم!
شجره نامه ی من، مال منه..
به کسی چه!
من یکی آزادم...
من...

بهترین اندازه برگ نمایش: 768*1024
2005-2010 © Copyright, Hazrat-Eshgh.Com
Design : Hazrat-Eshgh.Com