گر از این منزل غربت به سوی خانه روم / دگر آنجا که روم عاقل و فرزانه روم درود امیدوارم که پایه های فولادین تو استوار و پشتی تو نرم و راحت باشد. صندلی، تو با این حال که جان و زبانی برای بیان شور خودت نداری! شوند (دلیل) تمام خوبی و بدی های موجود هستی! و این توهستی که دست برجسته ای در سیاست و جهت این خوبی و بدی ها داری. پس این شوند بزرگ، من را وا داشت که این نامه را در این برهه از روزگار ایران مان برای تو بنویسم. صندلی، تو در روز بیست و دو خرداد و شاید هم یک هفته پس از این روز یا با چهره نو آشنا می شوی و یا اینکه باید یار چهار ساله خودت را تاب آوری (تحمل کنی) یاری که سنگینی خیل بزرگی از ایران را بر روی تو جا گذاشت. آهنگ با توست! نه نه اشتباه کردم! « میزان رای ملت نیست، است و یا هست! » به هر حال که بود و یا شد و آمد روی تو نشست، از جانب خودم و به نمایندگی از خودم چند خواهش از تو دارم، که کمینه دوست دارم آنها را به آن شخص منتقل کنی، می دانم که می توانی.  ادامه گفتار ... |