حضرت عشق.. پناهگاهی برای نوشته های گاه و بیگاه من..
اسفند 1388
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          
گورستان حضرت عشق
جستار بندی
نوشته های خاک گرفته

شبهای برره ! شبهای برره !
سریال شبهای برره
۹۰ قسمت کامل با کیفیت عالی
خودکار نامرئی (تقلب) !
نوشته هایتان را فقط خودتان ببینید !
همراه بااشعه مخصوص (UV)فقط4000ت
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 28 خرداد 1388
خرداد پر رخداد.. . .

اینجا ایران خرداد یک هزار و سیصد و هشتاد و هشت :

شاید همان اندازه که سال 2009 میلادی با خوشی آغاز شد و همگان هر روز که بیشتر از اون می گذشت چشم به راه رخدادهای خوب بودند (که همین گونه هم شد..) و سال 1388 خورشیدی برای خود من آزمونی نو برای نو نفس کشیدن بود! این روزها.. این ساعت ها.. و مهمتر این لحظه ها به سنگینی هر چه تمام تر در اوج روزهای زندگی ما سپری میشود.

بیست و هشت.. بیست و دو.. و حالا هم بیست و دو !! این سه شماره و ماه های آنها و رخداد های آن در ذهن تمامی ایرانی های آزاده انگاشته می شود. یادمان نخواهد رفت که بر ما چه کردند و چه خواستیم ولی چه بر ما شد. این ماه های واپسین که با یادآوری گذشته و رخداد های پیشین و درس گرفتن از اون همه (هتا خود من) خواستدار دگرگونی و گریز از واپسگرایی شدیم ناگهان به ما گفتند شما چنین حقی ندارید! باید سر جای خود بمانید..  

پاینده ایران و ایرانی. ایرانی آزاد برای هر آزاده ای.

سبزسفیدقرمز    

ادامه گفتار ...

چهارشنبه 13 خرداد 1388
نامه به صندلی دهم

گر از این منزل غربت به سوی خانه روم /  دگر آنجا که روم عاقل و  فرزانه روم

درود

امیدوارم که پایه های فولادین تو استوار و پشتی تو نرم و راحت باشد.

صندلی، تو با این حال که جان و زبانی برای بیان شور خودت نداری! شوند (دلیل) تمام خوبی و بدی های موجود هستی! و این توهستی که دست برجسته ای در سیاست و جهت این خوبی و بدی ها داری. پس این شوند بزرگ، من را وا داشت که این نامه را در این برهه از روزگار ایران مان برای تو بنویسم.

صندلی، تو در روز بیست و دو خرداد و شاید هم یک هفته پس از این روز یا با چهره نو آشنا می شوی و یا اینکه باید یار چهار ساله خودت را تاب آوری (تحمل کنی) یاری که سنگینی خیل بزرگی از ایران را بر روی تو جا گذاشت.

آهنگ با توست! نه نه اشتباه کردم! « میزان رای ملت نیست، است و یا هست! » به هر حال که بود و یا شد و آمد روی تو نشست، از جانب خودم و به نمایندگی از خودم چند خواهش از تو دارم، که کمینه دوست دارم آنها را به آن شخص منتقل کنی، می دانم که می توانی.

ادامه گفتار ...

راه اندازی:
مرداد 3743 زرتشتی
هم اکنون:
سال 3747 زرتشتی
برابر با:
1388 خورشیدی |
7031 آریایی

شمار بازدیدکنندگان : 120175


Powered by Hazrat-Eshgh.Com


خوشبخت کسانیکه عقلشان پاره سنگ بر می دارد٬
چون ملکوت آسمان مال آنهاست..
آسمان که معلوم نیست٬
ولی روی زمینش حتمن مال آنهاست...

^^^^&&&&&&&^^^^
_____(((((((____-------

به کسی بر نخوره!
اگه من اهل ناکجا آبادم!
شجره نامه ی من، مال منه..
به کسی چه!
من یکی آزادم.. . .

من...
موسیقی زمینه

بهترین اندازه برگ نمایش: 768*1024
2005-2009 © Copyright, Hazrat-Eshgh.Com
Design : Hazrat-Eshgh.Com