طرح یک کویر  بهانه ای است برای نوشتن و کمی فکر کردن به روزهایمان....
شهریور 1389
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    
جستار بندی
واپسین یادداشت ها
گورستان طرح یک کویر

بهترین فیلم های ۲۰۱۰ یکجا! بهترین فیلم های ۲۰۱۰ یکجا!
هر فیلم 190 تومان+هدیه!
با 12800 تومان آرشیوتان را کامل کنید!
فیلمهای جان کلود ون دام
۳۱ فیلم جان کلود با کیفیت عالی DivX
هر فیلم 200 تومان...!
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 8 اردیبهشت 1388
س*ک..*س و فلسفه

.. 

نمی دونم چرا به یک باره یادداشتی که در ذهن خودم می پروروندم! رو به این یادداشت دگرگون کردم..
شاید هم از کارایی دیدن دوباره فیلمی به همین نام از محسن مخملباف گرامی! باشه؟ در نخست باید بگم که این یادداشت آغاز کننده جستاری است که سازه اندیشه و ذهن من هست و شاید بیش از اینها ادامه پیدا کنه! حال از شما خواهشمندم به گفته افلاطون ارج بگذارید و همان طور که او دستور داد بر سر در آکاداموس بنویسند: کسی که هندسه نمی داند وارد نشود. شما هم اندیشه های خودتون رو با شوند و آوند عقلی بیان کنید! تلاش کنید این بار آستانه بردباری خود را افزایش دهیم هر اندازه که من تند برخورد کنم! 

نمی دونم چرا این غریزه حیوانی-انسانی تا به امروز دست نخورده مونده! و چرا همیشه به دنبال شوندی برای انجام اون بودم نه تنها برای ارضا کردن این غریزه! شاید چند باری هم تا آستانه این غریزه حیوانی-انسانی هم پیش رفتم ولی نمی دانم چرا خوشحالم که تا به امروز دست نخورده ماند!؟ به راستی چرا ؟؟ این کشش درونی من برای کنجکاوی درک ناشناخته ها آیا به سرانجام می رسد؟ ولی شرم که هیچ وقت شهامت چنین کنکاشی رو نداشتم!ولی از سر چه کابوسی اینچنین انگ بی شهامتی را بر خود خریدم؟
ترس از خدا انگاریدن زن؟
ترس از خو گرفتن انگل وار در بطن یک وجود دوم؟  

از سوی دیگر اگر به این غریزه حیوانی-انسانی نگاه کنیم به سادیسم و مازوخیسم می رسیم! بدین چم که سادیسم (لذت بردن از آزار جنسی دیگران یا دیدن این آزار) و مازوخیسم (آزار جسنی خویش!) همان ریشه و بطن این غریزه حیوانی-انسانی است؟؟ 

اگر به دیدی مثبت نگاه کنیم واژه ای به نام "عشق" رو پیدا خواهیم کرد! که همیشه و بی گمان"شاید باید" پس از این گونه پیوندی پدیدار شود و یا اینکه پیش از این گونه پیوندی باید باشد تا نهایت لذت این رابطه رو بدست آورد! همان گونه که در ادبیات ما این واژه نا آشنا نیست! و به شکل های گوناگون (چه پیوندی با جنس مخالف و چه پیوندی با جنس موافق!) با اون سر و کار داریم!

به راستی تنها غریزه ای که تمام حواس پنج گانه انسان و بس فراتر از این حواس پنج گانه هنگام این پیوند برپا می شود٬ چه گونه است؟ 

و یا بازگویی که محسن مخملباف در این فیلم به ما نشان داد، درست است؟ اگر این فیلم رو ندیده اید شما به دیدن این فیلم فرا میخوانم. شاید بهتر بتونیم با هم کنار بیاییم؟!  

و یا باید از دید توده به این نیاز و غریزه حیوانی-انسانی بدین پیوند تن داد! و این نیاز رو خیلی ساده چم کنیم؟ و تمام پیشامد های پس از اون رو نادیده بگیریم؟! شاید اصلن پیشمادی پیش نیاید که من این گونه این پیوند رو سخت کردم!!؟؟ برای شما ساده است؟؟ یا باید یک سلسله پرسش ها بدون پاسخ موند؟! 

"در نیمه راه زندگی ِ ما، خویشتن را در جنگلی تاریک یافتم، زیرا راه را گم کرده بودم! (کمدی الاهی، دانته) 


راه اندازی:
مرداد 3743 زرتشتی | مرداد 1384 خورشیدی
هم اکنون:
سال 3748 زرتشتی
برابر با:
1389 خورشیدی |
7032 آریایی

شمار بازدیدکنندگان : 143406


Powered by Hazrat-Eshgh.Com


خوشبخت کسانیکه عقلشان پاره سنگ بر می دارد٬ چون ملکوت آسمان مال آنهاست..
آسمان که معلوم نیست٬ ولی روی زمینش حتمن مال آنهاست...

& & & & &&........

به کسی بر نخوره!
اگه من اهل ناکجا آبادم!
شجره نامه ی من، مال منه..
به کسی چه!
من یکی آزادم...
من...

بهترین اندازه برگ نمایش: 768*1024
2005-2010 © Copyright, Hazrat-Eshgh.Com
Design : Hazrat-Eshgh.Com